ذکر مصائب خروج کاروان اهل بیت علیهم السلام از شهر شام
میرود و فوج غم همسفـر زینب است آتـش دلهـای ما، از شـرر زینب است جانب کرب و بلا میرود از شهـر شام از غم و محنت ولی، خم، کمر زینب است بستۀ زنجیر نیست، لیک مگو پیر نیست سوخته در نار کین، بال و پَر زینب است بادۀ غـم نوش شد، خـلیـفه خامـوش شد شام سیهپـوش شد، این هنر زینب است به کـربـلا میرود، غـرق عزا میرود داغ رقـیه بـلی، در جـگـر زینب اسـت ســائـل بـاب کـرم، سـایـهنـشـیـن حــرم حافظ پرچـم بمان، این اثـر زینب است «ناعـم» غـم زادهام، بیکـس و افتادهام این دل غمدیدهام، در به در زینب است |